تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور ؟ تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستهای گرمت را بکشم ؟ تا کی باید به خدای خویش التماس کنم تا تو را به من برساند نزدیک و نزدیک تر کند تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم ؟ تا کی باید صدای غم انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم و دلم برایت تنگ شود ؟ تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد ؟ تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم ؟ تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد ؟ خسته ام .........! یک خسته دلشکسته عاشق بی سر پناه .............! عاشقم ........! یک عاشق دیوانه سر به هوا .............! تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ درد دل کنم ؟ تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن است ؟ تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم ؟ تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها عاشقی که معشوقش در کنارش نیست ؟ تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان بنالم و ببارم ؟ و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید با چشمانی خیس و شاکی زندگی کنم ؟ آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم ولی در کنار تو نباشم ؟ عزیزم ! تاکی ؟ تا کی گلم ؟ تا کی نازنینم ؟

+ نوشته شده در 88/08/21ساعت 11:15 توسط رضا |
یک
صبح تابستانی بیست و نهم شهریور ماه سال 1369 اشکی
چکید بر زمین ... اشکی
از چشمان یه دختر کوچولوی ناز ... صبح
تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی دیدم حالا
سالها گذشته و دوباره سالی بر سالهای زندگی دختر کوچولو افزوده می شود می
شنو ی ؟؟؟ از
همه سو می گویند : تولدت مبارک نازنین عزیزم ای
عاشقانه ترین رویای من تولدت مبارک



































نمیدونم
چگونه عاشقانه ترين روز خدا رو جشن بگيرم 







وقتي نازنینم در كنارم نيست!







چگونه
اين لحظه هاي زيبا رو با تو قسمت كنم وقتي حضورت ممكن نيست







بهترین
روز زندگیم روزی که تو به دنیا اومدی از پیش خدا برای من متولد شدی







دلم
مي خواست در كنارم بودي و ميديدي كه







براي
روز ميلادت از عميق ترين درياها







از
بلندترين كوه ها و از سخت ترين سخره ها خواهم گذشت...
.






كاش در كنارم
بودي و مي ديدي كه قلبم را 







چگونه
در جعبه اي رنگارنگ ميگذارم تا به تو هديه كنم







كاش
در كنارم بودي ....







اما
حالا که از هم فرسنگ ها دوریم بدون كه در
سخترين







لحظه
ها شادترين روز خدا را تنها جشن گرفته ام







فقط
به ياد تو
...





روز تولدت شد و
نيستم اما كنار تو

كاشكي مي شد كه
جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نميتونيم
اين روز و پيش هم باشيم

بيا بهش تو
رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

ميخوام برات تو
روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي
جشن, تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي
و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون،
ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام
برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه
داري يك شبه آتيش بزن

تو غمهات و فوت
بكني منم ستاره بيارم

اشک چشاتو پاک کنم
نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش
درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه
هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون
پر از گلاي ياس وميخک

با ل فرشته ها و
عشق و اشتياق و پولک

عاشقتو يه قلب بي
قرار و کوچک

فقط مي خوان بهت
بگن

عزيز من تولدت
مبارك



+ نوشته شده در 88/06/29ساعت 10:27 توسط رضا |
برای تو می نویسم برای تویی که تمام تنهاییم پراز یادتوست برای تویی که احساسم از آنِ وجود نازنین توست برای تویی که تمام هستی ام درعشق تو غرق شده برای تویی که هرلحظه دوریت برایم مثل یک قرن است
برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است برای تویی که عشقت معنای بودنم است برای تویی که غم هایت معنای سوختنم است
دوستت دارم خوب من نازنینم 
+ نوشته شده در 88/04/22ساعت 19:38 توسط رضا |
به خاطر تو نازنین هرچی دارم می بازم _--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_ 23اردیبهشت اولین سالگرد آشناییمون رو با قلبی مملو از احساس و دلتنگی به تو زیباترین بهانه ی بودنم نازنین عزیزم تبریک میگم و توی این روز قشنگ میخوام به خدای بزرگمون بگم خدا جونم نفسمو هیچ وقت ازم نگیر و اونی که واسش میمیرم رو بهم برسون و تا آخر عمر کنارم نگهش دار آمین یا رب العالمین --_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_--_ خیلی دوست دارم گلم
شبنم چشمانم بر زمین قلب یخ زده ی تو ریخت و دلت اقیانوسی شد از تبلور چشمان من...
چشام و میبندم و ازت یه رویا میسازم
+ نوشته شده در 88/02/23ساعت 22:22 توسط رضا |
تقدیم به تو که یادت، عشقت در قلب من و نگاه مهربانت همیشه در وجودم ماندگار است. ای عشق من! تو دنیای من هستی. عشق اول و آخر من به بلندی آسمان آبی دوستت دارم. صدای تپش قلبم را می شنوی که فریاد می زند دوستت دارم، فریادیست از عشق تو. می خواهم فقط با تو باشم عزیزم برایم فرقی نمیکند کجا باشم فقط در کنار تو احساس آرامش می کنم. تو ای پایان تنهایی ام پناه آخر من باش. بهار را باور کردم تو را نیز باور دارم، پس باور من باش. عزیزم بگذار با مشرق چشمانت شب تاریکم را روشن کنم. عشق من، تو احساس زیبایی ها را در وجودم زنده کردی بگذار من نیز آرامش را در تو زنده کنم. چشمان تو قبله ی عشق من است، احساسم را با فریاد عشق بر روی کاغذ سپید مینویسم تا جوهر قلمم گرم شود و کلمات پر احساس من را به تو هدیه دهد. ای همه ی زندگی من بدان تو منزلگاه چشمان منی و عطر مهربانی تو در تمام وجودم است. دوستت دارم قد دنیا و به اندازه ستاره های آسمان می خواهمت.
عشق تو در وجودم پر شده است.
+ نوشته شده در 88/02/03ساعت 22:37 توسط رضا |
دیروز بعد از 2 ماه و نیم راستی اینم بگم که رابطه ی منو خاص نه از لحاظ نوع و شکل علاقه, خاص از جهت نوع رابطه منظورمه و مطمئنم که رابطه کمتر کسی به رابطه ی ما شباهت داره دعا میکنم که هیچ وقت هم رابطه ی کسی به رابطه ما شباهت پیدا نکنه دعا میکنم که هیچگاه چشم های زیبای تو رادر انحصار قطره های اشک نبینم و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد دعا میکنم که لبانت را در غنچه های لبخند ببینم و تو برایم دعا کن که هرگز بی تو نخندم دعا میکنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی جز تو گره ندهم و من برایت دعا میکنم که گلهای وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشود برای شاپرک های باغچه خانه ات دعا میکنم که بالهایشان هرگز محتاج مرهم نباشد من برای خورشید آسمان زندگییت دعا میکنم که هیچگاه غروب نکند و بدان در آسمان زندگییم تو تنها خورشیدی پس برایم دعا کن که خورشید آسمان زندگییم هیچگاه غروب نکند دوست دارم گلم
نازنین
رو دیدم اما فقط واسه یه لحظه جالب این بود که این بار اون جای همیشگی ندیدمش بلکه اومده بود در خونمون به بهانه ی دوستی با خواهرم امانتیشو که پیش من بود رو گرفت منو اون هم دیگه رو دیدم اما نه مثل همیشه اینبار فقط واسه یه لحظه نگاهامون بهم گره خورد و همون یه نگاه کافی بود واسه دیوونه شدنم
از ظهر که دیدمش تا الان که ساعت ۲ شبه مثل دیوونه ها شدم دلم گرفته احساس دلتنگیم بیشتر از همیشه شده نبودش رو کنارم بیش از گذشته حس میکنم همه ی اینا یه طرف دلواپسی و نگرانیم بابت یه موضوع دیگه که بین منو اونه از یه طرف دیگه بدجور آرامشم رو ازم گرفته
بچه ها خیلی خیلی محتاج دعا هستیم واسمون دعا کنید . دعا کنید که او امانتی بتونه اثری رو که باید روی نازنین و خانوادش بزاره رو حتما داشته باشه لحظه های قشنگ دعا ما رو فراموش نکنین
نازنین
خیلی خیلی خاصه
دوستون دارم دوستای گلم![]()
+ نوشته شده در 88/01/21ساعت 2:23 توسط رضا |
مهربانم با تو عهدی ميبندم نا گسستنی فراموش نشدنی و ماندگار قلبم را به تو هدیه میدهم به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم به تو که روحت را سرشتت را عصاره ی وجودت را ميپرستم و به آن عميقاً عـشق ميـورزم ای عزیز ستودنی مهربان ماندنی نازنین خواستنی بدان و آگاه باش که من تو را هيچگاه هيچ کجا هيچ لحظه ای تنها نخواهم گذاشت و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد مطمئن باش تمام احساسات زیبای من عاقلانه و عاشقانه تقدیم تو مهربان باد ...
+ نوشته شده در 88/01/09ساعت 0:3 توسط رضا |
There is no ideal new year; only the one Christmas you decide to make as a reflection of
your values, desires, affections, traditions
Happy
new year
هیچ سال نویی ایده آل نخواهد بود مگر اینکه تو تصمیم بگیری اون رو به بازتابی از ارزش ها،
خواسته ها، علاقه ها و قوانین خودت تبدیل کنی.
سال نو مبارک
میتونه چیز خاصی هم نباشه!
برای تو هر اسباب بازی جدیدی میتونه لذت آور باشه
ولی برای من
.
.
.
دیدن تو!
صمیمانه و از صمیم قلب آرزو میکنم توی سال جدید به همه ی آرزو هاتون برسید
و همواره تنتون سالم و لبتون خندون باشه
و یه آرزوی خاص واسه ی همه ی عاشقای چشم به راه
آرزو میکنم که جاده ی عشقتون هیچ وقت به جدایی ختم نشه
دوستون دارم
و تنها آرزوی زندگیم
نازنین عزیز
آرزو میکنم همیشه سالم و تندرست باشی
توی درسات موفق تر از همیشه باشی
لبات همواره خندون باشه
و با تموم شدن سال همه ی غم و غصه هات هم
از بین برن و سال نو شادی وشادکامی و کامیابی رو واست به ارمغان بیاره
پیام نوروز این است: دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از آن شما نیست
پس دوستت دارم بهترینم نوروز مبارک
+ نوشته شده در 87/12/28ساعت 1:58 توسط رضا |
باز امشب دل برايت بيقراري ميكند در غم عشقت چه معصومانه زاري ميكند باز امشب چشم من تر ميشود از گريه ام گريه از عشق من امشب پاسداري ميكند گر تو باشي در كنارم تا ابد اي نازنين چشم و قلبم لشكر غم را فراري ميكند روي خاموشي لب هام جز تو اسم ديگه اي نيست توي قلب من عزيزم هيچ کسي جايي نداره دل عاشقم به جز تو هيچ کسي رو دوست نداره





+ نوشته شده در 87/12/16ساعت 0:35 توسط رضا |
قلب من ... بی تو ... خالیست ! مثل ... پرنده ای ... بی صدا ! چشم من ... بی نگاه تو ... نابینا ! مثل ... آئینه ای ... بی انعکاس ! روح من ... بی بازوانت ... لرزان ! اگر آن را ... در آغوش نگیرد ! مثل ... یک رز ... بی رنگ ! با تو ... هر روز من ... روز عشق است ! عشق ... زبان نجوای ... دلها ست ! و قلب من ... برای تو ... آواز می خواند ! مثل ... صدای باران .. در گوش زمین ! پس ... دوستت دارم ! مثل .. حالا ! مثل ... همیشه ! و .. تا ابد ! دوستت دارم..... محبوب من ! 









+ نوشته شده در 87/12/08ساعت 6:19 توسط رضا |
دوست دارم عزیزم
![]()
زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم
نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زيباترين سخني که شنيدم
سکوت دوست داشتني تو بود
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود 
زيباترين اعترافم عشق تو بود
+ نوشته شده در 87/12/03ساعت 12:2 توسط رضا |
چشم تو از کهكشان راه شيري هم سرست پيش چشمان تو ياس و ناز و مريم پر پر است من نمي دانم چه رازي بين عشق و اسم توست اسم تو از هر چه زيباتر ديده ام زيباتر است نازنین عزیزم گرچه ازت دورم ولی یادت و عشقت تا زنده ام با نفسم آمیخته شده شاید این فاصله شیرینی عشقمون و خواست خداست ولی انتظاره تو رو کشیدن هم واسه ی من زندگیه گلم دورا دور با قلبی آکنده از عشق تو ولنتاین رو بهت تبریک میگم عزیز دلم دوست دارم نازنینم --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- روز قشنگ و پر احساس ولنتاین رو به همه ی دوستای عاشقم تبریک میگم به امید از بین رفتن فاصله ها واسه ی همه ی عاشقای چشم به راه.


+ نوشته شده در 87/11/25ساعت 18:12 توسط رضا |
ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم
دوستت دارم.... به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی ... عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تومجنون این دل دیوانه ای... .به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم .. ....دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم .... از تمام وجودم می گویم! باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوســـــــــــــت دارم...
ای امید و آرزوی من ، دنیای من
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال
اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم 
+ نوشته شده در 87/11/17ساعت 15:3 توسط رضا |
لنگر عشق زدی بر دل طوفانی من خیمه گاهت شده این ساحل بارانی من باورم نیست که همسایه دردم شده ای شده سجاده تو قبله پیشانی من نازنین عزیزم خیلی دوست دارم این روزا نمی دونم چرا حس میکنم ازت دور شدم اما مطمئنم این فقط یه حسه ,یه حس بی مورد دوست دارم گلم
+ نوشته شده در 87/11/11ساعت 14:6 توسط رضا |
به تو عادت دارم ، مثل پروانه به شمع ، مثل عابد به عبادت و تو هر لحظه كه از من دوری ، من به ویرانگری فاصله می اندیشم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم
+ نوشته شده در 87/10/26ساعت 16:3 توسط رضا |
سلام امروز روزی هستش که تصمیم گرفتم وبلاگمو راه اندازی کنم امیدوارم این وبلاگ مرحمی باشه روی غم دوری از ستاره ی قلبم و بتونم دردو دلامو اینجا به خدای مهربونم راحت تر از همیشه بگم امیدوارم شما دوستای خوبم که از وبم دیدن میکنید هیچ وقت منو از نظراتتون محروم نکنید مرسییییییییییییییی
+ نوشته شده در 87/10/26ساعت 15:57 توسط رضا |